
هو الساقی
فاطمیه قصه گوی رنجهاست
فاطمیه تفسیر سوز مرتضی است
فاطمیه شعر داغ لاله است
قصه زهرای ۱۸ ساله است
فاطمیه شرح دیوار و در است
دفتر در مقام سخت زینب پرور است


هو الساقی
فاطمیه قصه گوی رنجهاست
فاطمیه تفسیر سوز مرتضی است
فاطمیه شعر داغ لاله است
قصه زهرای ۱۸ ساله است
فاطمیه شرح دیوار و در است
دفتر در مقام سخت زینب پرور است


هو الساقی
شرارهاي بر جامه مرد نانوا افتاده بود.
بيتاب شده بود و تقلا ميكرد تا خاموشش كند.
جوانمرد از آن حوالي ميگذشت.
نانوا و تقلايش را ديد.
آهي كشيد و ايستاد و به درد گفت:
افسوس سالهاست كه ...
آتش خودخواهي و آتش ريا در دلمان افتاده است
و هيچ تقلا نميكنيم كه خاموشش كنيم.
اين شراره جامهمان را خواهد سوخت.
اما آن آتش جانمان را ميسوزاند؛
جانمان را و ايمانمان را.


هوالساقي
سلام بر نور خدا،
سلام بر روزهای سخت مقاومت.
سلام بر ایمان، جهاد، شهادت،
سلام بر سبكباران از قفس رسته
سلام بر سیمرغان پر شكسته،
سلام بر پرندههای زندانی.
سلام بر عشق آسمانی،
سلام بر سجادههای سرخ عبادت،
سلام بر زندگی منهای حقارت،
سلام بر شكوه ركوع،
سلام بر خلوص و خضوع
سلام بر معجزههای ایثار.
سلام بر لحظههای بیتكرار،
سلام بر روزهای پر رمز و راز،
سلام بر پرچمهای سرافراز،
سلام بر «خونين شهر».
سلام بر خرمشهر
آري !
آري ...! در آنروزهاي سخت مقاومت ،
خرمشهر، قلب ايران بود كه ميتپيد
و تا بود مظهر ماندن و استقامت بود.
مظهر همه آن آرزوهایی بود كه :
جز در باز پسگيری شهر برآورده نمیشد.
خرمشهر ، همه ايران بود!
خرمشهر؛
سرزمینی از جنس
دلدادگیها، از جان گذشتگیها، سوختنها و خاکستر شدنهاست.
سلام بر یادگار سالهای عشق وحماسه،
سلام بر پایان شكیبایی،
سلام بر نماز نهایی،
سلام بر زخم رهایی،
سلام بر وجه خدایی.
سلام بر خونهای مطهّر،
سلام بر كربلای مكرّر،
"شهيد مرتضي آويني"

کـد های جاوا تغیــیر شکل موس قالب وبلاگ